فی توو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی توو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق درباره امام حسین(ع) و رهبرى بحران از مکه تا کربلا

اختصاصی از فی توو تحقیق درباره امام حسین(ع) و رهبرى بحران از مکه تا کربلا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق درباره امام حسین(ع) و رهبرى بحران از مکه تا کربلا


تحقیق درباره امام حسین(ع) و رهبرى بحران از مکه تا کربلا

فرمت فایل : word  (لینک دانلود پایین صفحه) تعداد صفحات 98 صفحه

 

 

 

 

 

 

 

امام حسین(ع) و رهبرى بحران از مکه تا کربلا

 

امام حسین(ع) و رهبرى بحران از مکه تا کربلا

مقدمه

زمینه بحران

تعریف بحران

بحران در زمان حکومت یزید

  1. تهدید هدف‏هاى عالى و حیاتى
  2. محدودیت زمانى
  3. محدودیت شرایط مکانى

حرکت امام به سمت عراق

  1. عواملى که رهبر را با بروز ناگهانى خود غافلگیرمى‏کند.

مشخصات وضعیت بحرانى

امام حسین(ع) و مدیریت بحران

  1. ویژگیهاى رهبر

1-1. قاطعیت

1-2. داشتن هدف روشن

1-3. دین دارى همراه بصیرت

1-4. مشورت در امور

1-5. استقبال از سختى‏ها

1-6. دیندارى همراه با غیرت و حمیّت

  1. ویژگیهاى پیرو

وفادارى

مقاومت

الگوهاى کهن‏سال

الگوى نادمان

راز دار

علاقه‏مند به رهبر

جان نثار

معتقد

شجاع

شهید سیاه و الگویى سفید

  1. استراتژى و سیاست‏هاى مقابله

3-1. تاکتیکهاى نظامى

3-1-1. حفاظت شخصى

3-1-2. گزارشگر اطلاعاتى:

3-1-3. خنثى کردن توطئه ترور:

3-1-4. جمع آورى اطلاعات:

3-1-5. مصادره

3-1-6. جذب نیرو:

3-1-7. تصفیه نیرو:

3-1-8. آرایش اردوگاه:

3-1-9. سازماندهى

3-1-10. ایجاد مانع

3-1-11. مهلت‏خواهى شب عاشورا براى نماز و دعا و تلاوت قرآن

3-1-12.

3-2. روشهاى روانى، تبلیغى

3-2-1. نامشروع دانستن خلافت یزید:

3-2-2. شهود صحنه

3-2-3. ارتباط تشکیلاتى

3-2-4. سنجش افکار:

3-2-5. مشروعیت نهضت:

3-2-6. بهره‏گیرى عاطفى:

3-2-7. اتمام حجّت

3-2-8. آماده سازى

3-2-9. جبران کمیت با کیفیت

3-2-10. تقویت بُعد معنوى

3-2-11. رَجَز

3-2-12. افشاگرى‏هاى اسرا

3-2-13. مجالس یادبود:

3-2-14. فرهنگ گریه و نوحه:

نکات کلیدى مورد استفاده

  1. ویژگیهاى رهبر
  2. ویژگیهاى پیرو
  3. استراتژى و سیاست‏هاى مقابله

3-1. تاکتیکهاى نظامى

3-2. روشهاى روانى، تبلیغى

 



امام حسین(ع) و رهبرى بحران از مکه تا کربلا

 

بحران اختلالى است که از جهت سطح، کل
سیستم و از جهت نوع فیزیکى یا نمادى، سیستم را
تهدید کرده و به مخاطره مى‏اندازد. بحران ممکن
است به دو صورت در جامعه به وجود آید، یکى در
زمانى که کل سیستم از جهت مادى و فیزیکى تحت
تاثیر قرار گرفته و حیات آن به مخاطره افتاده
باشد؛ دیگر آنکه سیستم به جهت مسائل اعتبار و
حیثیت اجتماعى و به طور نمادین دچار بحران
گردیده و به ورطه سقوط کشانده شود. بحران کربلا
از نوع دوم محسوب‏مى‏شود.

در این مقاله توضیح داده شده است که در
مدیریت بحران موفق، سه عامل، نقش تعیین کننده
دارد که در نهضت کربلا به رهبرى امام حسین (ع)
به روشنى نمایان است:

ویژگى‏هاى رهبرى چون قاطعیت، هدف روشن،
عقیده همراه با بصیرت، مشورت در امور و...
ویژگى‏هاى پیرو چون وفادارى، مقاومت، شجاعت
و... استراتژى و سیاسیت‏هاى مقابله چون داشتن
اطلاعات و خنثى کردن توطئه‏ها... نویسنده معتقد
است امام حسین (ع) پس از عدم بیعت با یزید و
حرکت از مدینه به دنبال شرائط مناسبى براى
مبارزه با یزید بود که با توجه به مرکزیت شیعه در
کوفه، پس از اعلام آمادگى مردم، آن حضرت به
سمت عراق حرکت کرد و با درایت و مدیریت خود
این هنر را داشت که مشکل بحران را با موفقیت
پشت سر گذارد و آن را به فرصتى طلایى تبدیل کند
و در جهت اهداف خود به کار گیرد، به گونه‏اى که
زمینه براى دگرگونى در تمامى نسلها و منشاء تمامى
انقلابهاى مردمى‏گردید.

 


|36|




مقدمه

 

در دل هر مشکلى فرصتهاى بزرگتر و عالى‏ترى نهفته است که انسانهاى بزرگ قادرند
مشکلات را به فرصتهاى بزرگ تبدیل نمایند.
[1]

براى خاندان رسول خدا(ص) و شیعیان آن خاندان مظلوم ،روزى مصیبت بارتر و پر
اندوه‏تر از روز عاشوراى امام حسین(ع) و روز شهادت آن بزرگوار و یارانش نبوده و در
تاریخ اسلام ثبت نشده است. در حدیثى از امام زین‏العابدین(ع) نقل شده که فرمود: روزى بر
رسول خدا(ص) سخت‏تر از روز اُحد نبود که عمویش حمزه فرزند عبدالمطلب و شیر
رسول خدا(ص) به شهادت رسید و پس از آن روز موته بود که عموزاده‏اش
جعفرابن‏ابى‏طالب در آن روز کشته شد، آنگاه فرمود:

«و روزى همانند روز حسین(ع) نبود که سى هزار مرد که خود را از این امت مى‏دانستند به
سوى آن حضرت هجوم برده و هر کدام با ریختن خون آن حضرت مى‏خواستند به خدا
نزدیک‏تر شوند، و آن حضرت آنان را به یاد خدا مى‏انداخت ولى اعتنا نکرده تا آنکه آن بزرگوار
را از روى ستم و دشمنى کشتند.»
[2]



زمینه بحران

 

زندگى امام در برهه‏اى از زمان که با ستمگران مواجه بود، با بحرانهاى زیادى رو به رو
شده و تمامى وقایع گواه آنند که او مردى پولادین بود و با تکیه بر نیروى غیبى الهى هیچ‏گاه
تسلیم نشد. روح بزرگ او بسان دریاى ژرفى بود که همه ناگوارى‏ها را در خود جاى مى‏داد و
آنچنان دلش قوى و به فضل پروردگار بستگى داشت که هیچ قدرتى نتوانست در او خللى
ایجاد کند.پیروان راستین اسلام هر کدام به نوبه خود و به مقتضاى شرایط زمان و مکان، در
طول تاریخ، در راه عمل به تکلیف و انجام وظیفه الهى حماسه‏ها آفریده‏اند و ثمرات
گرانبهایى را براى اسلام و مسلمین از خود به یادگار گذاشته‏اند.بررسى تاریخ انبیاى الهى و
پیشوایان معصوم ،این امر را روشن مى‏سازد که سراسر حیات پربرکت آنان، تلاش و
استقامت در راه اداى وظیفه تبلیغ رسالت الهى بوده است. و در این راه، هیچ چیز مانع انجام
وظیفه آنان نگردیده است.

یک بحران ضمن آن‏که حامل جنبه‏هاى مخرب و منفى است ولى از جهات دیگرى
مى‏تواند منشأ اثرات سازنده‏اى باشد و خلاقیت و نوآورى و تلاش‏ها و چالش‏هاى جدید را
ایجاد کند.
[3] با مرگ معاویه و روى کارآمدن یزید بحران به‏وجود آمد،اثبات فسق و فجور و

 


|37|


بى‏بند و بارى و بى‏دینى و کفر یزید نیز براى افراد بى‏غرض نیاز به استدلال زیادى ندارد.
دوران خلافت یزید سه سال و شش ماه بیشتر طول نکشید، ولى در اثر بى‏سیاستى و پاى‏بند
نبودن به مقدّسات اسلام و پرده‏درى، در همین مدت کوتاه سه جنایت هولناک و بى‏سابقه
انجام داد که براى همیشه نه تنها تاریخ بنى‏امیه را ننگین ساخت بلکه تاریخ اسلام را سیاه و
مشوّه کرد. اجمال آنها این گونه بود:

  1. سال اول، شهادت امام حسین(ع) و یارانش و به اسارت بردن فرزندان و خاندان رسول
    خدا و گرداندن آنها در شهرها و قصبات و به شهادت رساندن زنان و کودکان بى گناه ایشان در
    کربلا و کوفه و شام و...
  2. فرستادن لشکرى جرّار براى سرکوبى مردم مدینه و مباح شمرده خون مردم آن شهر که
    بزرگترین جنایتهاى تاریخ را، لشکریان شام در کنار قبر مطهّر رسول خدا(ص) انجام دادند و
    جوى خون در مسجد مدینه به راه انداختند، خانه‏اى را سالم نگذاردند و...
  3. ویران کردن خانه‏هاى مکه و به خاک و خون کشیدن هزاران انسان در آن شهر و در کنار
    خانه خدا و حرم امن الهى و سوزاندن و به منجیق بستن خانه کعبه و ویران کردن قسمت‏هایى
    از آن و...
    [4]

یزید بعد از به حکومت رسیدن سریعاً خواستار بیعت امام حسین(ع) با خود شد. در نقلى
که یعقوبى در تاریخ خود آورد متن نامه یزید به ولید بن عتبه این گونه است:وقتى نامه من به
تو رسید حسین بن على و عبدالله بن زبیر را احضار کن و از آنها بیعت بگیر و اگر بیعت
نکردند گردن آن دو را بزن و سر هر دو را براى من بفرست. امام حسین(ع) مى‏دانستند که
زمان شهادت نزدیک است (یا بیعت و یا جنگ و شهادت) در چنین محیطى ،شخص آزاده و
دیندارى مانند امام حسین(ع) نمى‏تواند دست بیعت به او بدهد. پس شِق دوم یعنى جنگ و
شهادت پیش روى حضرت قرار داشت. ابن اثیر و دیگران از عبداللّه بن عباس و جعفربن
سلیمان ضبعى از امام حسین(ع) روایت کرده‏اند که فرمود: به خدا سوگند مرا رها نخواهند
کرد تا وقتى که قلبم را از درونم بیرون آورند.
[5]

در همان کتاب کامل ابن‏اثیر نقل شده که آن حضرت به عبداللّه بن زبیر که علّت تصمیم او
را از حرکت جویا شد فرمود:

«براستى پدرم براى من حدیث کرد که شهر مکه را بزرگى است که به وسیله او حرمت این شهر
شکسته شود، و من دوست ندارم که آن بزرگ من باشم و به خدا سوگند اگر من دو وجب بیرون

 


|38|

 

مکه کشته شوم بهتر دوست دارم تا یک وجب و هر چه دورتر باشم از مکه و کشته شوم، پیش
من محبوبتر است و به خدا سوگند اگر من در لانه جانورى از این جانوران باشم مرا بیرون آورده
تا آنچه را خواهند نسبت به من انجام دهند.[6]»

در قسمتى دیگر امام فرمود: اگر تعجیل نکنم مرا دستگیر خواهند کرد[7] و بار دیگر فرمود:
بنى‏امیّه مالم را گرفتند، صبر کردم، به آبرویم تعرّض کردند، صبر کردم، خواستند خونم را
بریزند، گریختم.[8]

این نقلها شاهد صدق این گفته است که به هر روى، آنان تصمیم بر قتل او داشتند و امیدى
به زنده بودن، به صورتى که بیعتى صورت نگیرد، نمى‏توانسته وجود داشته باشد. طرف دیگر
قضیه رفتن به سمت عراق است.تا اینجا با قسمت یا روى منفى بحران مواجه هستیم (درد،
رنج، تشنگى، قطعه قطعه‏شدن، آوارگى و.....) روى دیگر بحران ،قسمت مثبت و هنر تبدیل
مشکل به فرصت طلائى است.که سالار شهیدان به نحو شگفت انگیزى بحران را با موفقیت
در جهت اهداف خود به حرکت درآورد و زمینه‏اى براى دگرگونى در تمامى نسلها و منشأ
تمامى انقلابهاى مردمى گردید.

به همین علت است هنگامى که "ابن‏زیاد" به حضرت زینب(س) گفت: دیدى که خدا با
برادرت چه کرد، فرمود: من بجز نیکویى چیزى ندیدم.
[9]

این حادثه مى‏توانست با ماندن حضرت در مکه و شهادت او در آن نقطه مقدس به پایان
برسد که اگر اینچنین مى‏شد اثرات آن نمى‏توانست وسیع و ماندگار باشد و سرمشق رهبران
آتیه قرار گیرد. خط مشى و استراتژى برخورد حضرت با این بحران مى‏تواند راهنماى
رهبران در سوگیریى‏هاى آتى گردد.

عالمان وظیفه‏شناس، در طول تاریخ دین، به مقتضاى عصر خویش براى انجام این مهم
قیام کرده‏اند. اکنون این بار مسؤولیت بر دوش عالمان و دانشمندان زمان ما قرار دارد.



تعریف بحران

 

شاید در برخورد اولیه با موضوع، مفهوم بحران بدیهى انگاشته شود، اما زمانى که در
مسأله بیشتر غور مى‏کنیم در مى‏یابیم که تعریف بحران کار چندان ساده‏اى نیست و
نویسندگان مختلف هر کدام به‏گونه‏اى خاص آن را تعریف و توصیف کرده‏اند.

هرمان (Herman,1963) بحران را حادثه‏اى مى‏داند که موجب سردرگمى و حیرت افراد
شده، قدرت واکنش منطقى و مؤثر را از آنان سلب کرده، و تحقق اهداف آنان را به مخاطره

 


|39|


انداخته است.

پرو (Perrow,1984) قبل از پرداختن به تعریف بحران، حادثه یا رویداد جزیى را تعریف
کرده و آن را اختلال در یک جزء یا واحد از یک سیستم بزرگ مى‏داند، که کارکرد کل سیستم با
این حادثه مورد تهدید واقع نمى‏شود و با اصلاح و رفع نقص از آن جزء، سیستم به کار خود
ادامه مى‏دهد. اما بحران اختلالى عمده است که کل سیستم را از کار باز داشته و جامعه را با
اشکالات عمده رو به رو مى‏سازد و حیات آن را به مخاطره مى‏اندازد.

هابرماس (Habermas,1973) رویدادهاى مشکل‏آفرین و بحران را در دو سطح فیزیکى
یا ملموس و اجتماعى و نمادین مورد مطالعه قرار مى‏دهد. با تلفیق نظریات این دو عالم
مى‏توان نتیجه گرفت که بحران اختلالى است که از جهت سطح کل سیستم و از جهت نوع
فیزیکى یا نمادى، سیستم را تهدید کرده و به مخاطره مى‏اندازد.

بدین ترتیب بحران ممکن است به دو صورت در جامعه به وجود آید؛ یکى بحران در
زمانى که کل سیستم از جهت مادى و فیزیکى تحت تأثیر قرار گرفته و حیات آن به مخاطره
افتاده است و دوم آنکه سیستم به جهت مسائل اعتبار و حیثیت اجتماعى و بطور نمادین دچار
بحران گردیده، و به ورطه سقوط کشانیده شده است. بحران بقاى جامعه و مشروعیت آن را
متزلزل ساخته و موجب محو یا تغییرات بنیادى در آن مى‏گردد.
[10] که بحران کربلا از نوع
دوم‏بود.

مطالعه قیام حضرت سید الشهدا(ع) به خوبى نشان مى‏دهد که عنصر اصلى این قیام
مقدس، امر به معروف و نهى از منکر است و حضرت نیز در مناسبت‏هاى مختلف به این دو
فریضه مهم، تصریح مى‏کرد. آن بزرگوار قبل از خروج از مدینه، علت قیام خویش را این
گونه بیان فرمود:

«إنّى لَم أخرُج أشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً و إنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الإِصلاحِ فی اُمَّةِ
جَدّى(ص)؛

من از روى خودخواهى، خوش گذرانى، فساد و ستمگرى قیام نکردم، بلکه براى اصلاح امت
جدّم به پا خاسته‏ام».
[11]

در حالى که بنى‏امیه این گونه وانمود مى‏کردند که آن بزرگوار بر خلیفه وقت و به ضرر
اسلام خروج کرده است، امام حسین(ع) با این سخن روشن، هرگونه فساد، ستمگرى و
خودخواهى را نفى مى‏نماید و در عوض، تأکید مى‏نماید که حرکت و قیام او یک حرکت

 


|40|


اصلاحى بر محوریت سیره و سخن پیامبر اکرم(ص) مى‏باشد. و نیز فرمود: هدف من امر به
معروف و نهى از منکر و حرکت بر اساس سیره جدّم رسول خدا(ص) و پدرم على بن
ابى‏طالب(ع) است.

مینتزبرگ (MINTZBERG) و همکارانش بحران را «وقوع ناگهانى و غیرمنتظره حادثه
و یا اتفاقى که توجه فورى و فوتى به آن، براى اخذ تصمیمى فورى، ضرورى
است»،مى‏دانند
[12].

ایگور آنسف (ANSOFF) بحران را به «تغییر و تحولاتى که بقا و حیات جامعه را به
مخاطره انداخته و جامعه باید براى رهایى از نابودى و اضمحلال تلاشى فوق‏العاده نماید»،
تعریف مى‏کند.
[13]

رهبر معظم انقلاب اسلامى در این باره مى‏فرمایند:

اگر به تحلیل ظاهرى قضیه نگاه کنیم، این قیام، قیام علیه حکومت فاسد و ضد مردمى
یزید است؛ اما در باطن، قیامى براى ارزش‏هاى اسلامى و براى معرفت و براى ایمان و براى
عزّت است؛ براى این است که مردم از فساد و زبونى و پستى و جهالت نجات پیدا کنند؛ لذا
ابتدا که از مدینه خارج شد، در پیام به برادرش محمّد بن حنفیه - و در واقع در پیام به تاریخ -
این طور گفت: «إنىّ لم أخرُج أشِراً ولا بَطراً ولا مُفسِداً ولا ظالما»؛ من با تکبر، با غرور، از روى
فخر فروشى، از روى میل به قدرت و تشنه قدرت بودن قیام نکردم؛ «إنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ
الإصلاحِ فى اُمّةِ جَدّى» مى‏بینم که اوضاع در میان امّت پیامبر دگرگون شده است؛ حرکت،
حرکت غلطى است، حرکت به سمت انحطاط است، در ضد جهتى است که اسلام
مى‏خواست و پیامبر آورده بود؛ قیام کردم براى اینکه با اینها مبارزه کنم.
[*]

گروه دیگر از محققان معتقدند که بحران ممکن است «در اثر وقوع حادثه‏اى غیرمنتظره و
یا بى‏توجهى تدریجى به مسائل که باعث سراشیبى سقوط قرار گرفتن جامعه شده و تنها با
توجه فورى و اقدامات سریع و اضطرارى مى‏توان آن را نجات داد»، باشد. در همین راستا در
تعریف دیگرى از بحران مى‏گویند: «واقعه پیش‏بینى نشده که به دلیل اضطرار و فوریت آن،
باید مورد توجه قرار گیرد، زیرا عدم توجه و رسیدگى بلافاصله به آن، به وخیم‏تر شدن
اوضاع مى‏افزاید. بدین ترتیب، روال عادى کار در جامعه متوقف و یا مختل مى‏شود و

 

[*]. از سخنان معظم له در ایام محرم سال 1378 و 1379.

 


|41|


رسیدگى به بحران، بر سایر مسائل در جامعه اولویت پیدا مى‏کند».[14]

با توجه به چهار تعریف اخیر مى‏توان «بحران» را از دیدگاه مدیریتى چنین تعریف‏کرد که:

«وقوع ناگهانى پیش‏بینى نشده و یا غیرقابل پیش‏بینى و یا وقوع پیش‏بینى شده ولى غیرقابل
پیش‏گیرى که باعث به مخاطره افتادن هستى کل جامعه شود، بدین سبب تصمیم و اقدام
عاجل مدیران را براى نجات جامعه از سقوط، نیاز داشته باشد.»

در مدیریت موضوع بحران به صورتى محدود بررسى گردیده و برخى از علماى این
رشته بحران را از جهت آثار و تبعات آن مورد مداقه قرار داده و با افزایش کنترل به
چاره‏اندیشى پرداخته‏اند(
Hermann,1963). از این‏رو در بعضى از متون مدیریت مقابله با
بحران با مدیریت ایمنى و حفاظت در برابر سوانح کارى یکى انگاشته شده است. در حالى که
بحران را باید در سطحى وسیع‏تر بررسى کرد و آن را از جهت و جوانب مختلف مورد
ملاحظه قرار داد. یک بحران ضمن آن‏که حامل جنبه‏هاى مخرب و منفى است ولى از جهات
دیگرى مى‏تواند منشأ اثرات سازنده‏اى باشد و خلاقیت و نوآورى و تلاش‏ها و چالش‏هاى
جدید را ایجاد کند.
[15]



بحران در زمان حکومت یزید

 

معاویه با تمام ترفندهاى تبلیغاتى و نیرنگها و فشارها نتوانست از امام حسین(ع) براى
ولیعهدى یزید بیعت بگیرد، و پیوسته نگران مخالفت و قیام آن حضرت بود.

امام(ع) نیز با آنکه با خلافت معاویه و اعمال ننگین و جنایت‏بار او به سختى مخالف بود و
در نامه‏هاى مختلف و سخنرانى‏هاى خود پیوسته بیدادگریها و اعمال خلاف اسلام معاویه را
به خود مسلمانان گوشزد مى‏کرد، اما روى مصالحى که احیاناً اشاره به برخى از آنها مى‏کرد و
به دوستان و شیعیان خود تذکر مى‏داد قیام مسلحانه را در آن روزگار(شناخت شرایط) به
صلاح اسلام و مسلمین نمى‏دانست و پیوسته در پاسخ نامه‏هایى که به آن حضرت مى‏نوشتند
یا حضوراً در خواست قیام مى‏کردند مى‏فرمود:

«تا معاویه زنده است من چنین کارى را مصلحت نمى‏دانم و شما نیز در خانه‏هاى خود باشید و
منتظر فرصت باشید تا هر وقت مرگ معاویه فرا رسید در این باره تصمیم خواهیم گرفت.»
[16]

با مرگ معاویه امام حسین(ع) با مسئله رو به رو نبودند ،بلکه با بحران رو به رو بودند.
حضرت مى‏فرمایند:

«إنّ القَومَ لا یَترُکونی و إن أصابونی و إن لَم یُصیبونی فَلا یَزالونَ حَتّى‏ أُبایِعَ وأنا کارِهٌ أو یَقتُلونى؛


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره امام حسین(ع) و رهبرى بحران از مکه تا کربلا