فی توو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی توو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله کامل درباره ارسطو و فن شعر

اختصاصی از فی توو دانلود مقاله کامل درباره ارسطو و فن شعر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره ارسطو و فن شعر


دانلود مقاله کامل درباره ارسطو و فن شعر

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :56

 

بخشی از متن مقاله

1-درباب شعر و تقلید

سخن ما درباره شعرو انواع آن است، و اینکه خاصیت هر یک از آ« انواع چیست و افسانه شعر را چگونه باید ساخت تا شعر خوب باشد، آنگاه سخن از اجزاء و از سایر اموری که به این بحث مربوط است خواهیم راند وبا رعایت ترتیب طبیعی نخست از ان امری آغاز می کنیم که به حسب ترتیب مقدم هست. شعر حماسی و شعر تراژدی و همچنین شعر کمدی ونظم دیتی رامب و همچنین بخش عمده هنر نی زدن و چنگ نواختن به طور کلی انواع تقلید به شمار می آیند. اما در عین حال در سه جهت با یکدیگر تفاوت دارند، زیرا با وسایل تقلید در آنها مختلف است، یا موضوع متفاوت است ویا شیوه تقلید در آن ها تفاوت دارد.

همان گونه که پاره ای مردم، بسیاری از چیزها را که از طریق صنعت ویا بر سبیل عادت، تصویر می کنند به وسیله الوان و نقوش تقلید می نمایند، و بعضی دیگر آ« گونه چیزها را به وسیله اصوات تقلید می کنند، در هنرهای مذکور هم کار بر همین منوال است . تمام این هنر ها چیزها را به وسیله ایقاع و لغظ و آهنگ تقلید می کنند. نهایت آنکه این وسایل را گاهی با هم جمع می دارند و گاه جدا از یکدیگر به کار می برند، چنانکه در نی زدن و چنگ نواختن و هنرهایی از این گونه همچون هنز نواختن نی هایی که چند لوله دارد ، تقلید تنها به وسیله آهنگ و ایقاع انجام می گردد. در صورتیکه رقص فقط به وسیله ایقاع،  وبدون آهنگ انجام می پذیرد و سبب این امر آن است که رقاصان به مدد ایقاع هایی که اشکال رقص تعبیر و بیان آنهاست طبایع اشخاص و آنچه  را آنها انجام می دهند یا از آن رنج می برند تقلید می نمایند .

اما آن گونه هنر که به وسیله لفظ تقلید  از امور می کند، خواه آن لفظ به صورت نثر باشد یا شعر ،  وآن شعر هم خواه مرکب باشد از انواع و خواه نوعی واحد باشد تا هب امروز نام خاصی ندارد و هیچ لفظ مشترکی نیست که آن را بتوان به یطور یکسان، هم بر اداهای مقلدانه سوفرون و کسنارک اطلاق کرد وهم بر مکالمات سقراط ، یا اینکه هم برداستانهایی که در وزن ثلاثی سروده می شود و هم بر مکالمات اطلاق نمود وهم بر اشعاری که در مراثی ساخته می شود و امثال آنها، الا آنکه مردم را عادت بر این است که بین نوع اشعار و اوزان آنها حکم به اتحاد می کنند و بدین ملاحظه بعضی گویندگان را مرثیه پرداز و بعضی از حماسه سرا نام می نهند اما لفظ شاعر را بر همه اطلاق می کنند. لیکن آنها را نه از بابت موضوع و ماهیت کارشان شاعر می خوانند، بلکه فقط از بابت وزنی که در سخنان خویش به کار می برند چنانکه اگر کسی هم مطلبی از مقوله علم طب یا حکمت طبیعی را به سخن موزون اداکند برسبیل عادت او را نیز شاعر می خوانند. در صورتیکه بین سخن هومر و سخن انباذ قلس جزدر وزن هیچ شباهت ونیست و از انی رو صواب آن است که ازین دو یکی ار شاعر بخوانیم و آن دیگر را اگر حکیم طبیعی بخوانیم اولیتر است ، و همچنین اگر کسی اثری به وجود بیاورد که از مقوله تقلید باشد، و در آ« تمام اوزان مختلف را به هم در آمیزد چنانکه خرمون منظومه کنتورس ار ساخته است و اوزان مختلف را در آن بهم آمیخته است باید او را نیز شاعر بخوانیم، این هاست تفاوت هایی که در انی امورد باید در نظر گرفت . از فنون  و هنرها بعضی هم هستند که تمام وسایل سابق الذکر را ، چون ایقاع و آواز و وزن به کارمی برند. مثل اشعار دیتی رامب، نوموس، تراژدی و هم کمدی، الا آنکه بعضی از این فنون، وسایل سه گانه ، مذکور را با هم به کار می برند و بعضی هر یک را جداگانه

2- انواع شعر

کسانیکه تقلید می کنند کارشان توصیف کردارهای اشخاص است و این اشخاص نیز به حکم ضرورت یا نیکانند یا بدان چون اختلاف در سیرت تقریباً همواره به همین دو گونه منتهی می شود از آنکه تفاوت مردم همه در نیکو کاری و بدکاری است. اما کسانی را که شاعران وصف می کنند یا از حیث سیرت انها را برتر از آنچه هستند توصیف می کنند، یا فروتر از آنچه هستند و یا آنها را به حد میانه وصف می کنند و در این باب شاعران نظیر نقاشانند.

چنانکه پولی گنوت ، فی المثل مردم را بهتر از آنچه در واقع هستند تصویر می کرد و پوزون ، انها را بدتر از آنچه هستند تصویر می نمود. اما دیونی سیوس آنها را به همان گونه ، که در واقع چنان اند، نمایش می داد . ازین جا پیداست که هر یکی از انواع تقلید که آنها را برشمردیم از همنی جهات با یکدیگر تفاوت ها دارند و برحسب تفاوت موضوع با یکدیگر اختلاف پیدا کرده اند.

بدینگونه در رقص ودر نی زدن ودر چنگ نواختن نیز، همین تفاوت ها ممکن است پیش بیاید و همچنین در نثر وهم در شعری که با آواز همراه نباشد. چنانکه هومر فی المثل اشخاص داستان خویش را برتر از آنچه هستند تصویر می نماید و کلیو فون آنهارا چنان که هستند تصویر می نماید. اما همگون که از اهل ثاسوس بوده است و اولین سازنده اشعار پارودیا است، و همچنین نیکوخارس سازنده منظومه دییلیاد هر دو اشخاص داستان خویش را پست تر از آنچه هستند نمایش می دهد و این اختلاف در دیتی رامب و نوموس هم هست. چه ، دراین دوشیوه هم ممکن است مردم و اشخاص داستان به همان شیوه ای تصویر کرد که تیموثه و فیلوکس دز تصویر سیکلوپ ها کرده اند، و همین تفاوت است که تراژدی را هم از کمدی جدا می کند، زیرا این یکی مردم را فروتر از آنچه هستند تصویر می کند و آن دیگر برتر و بالاتر .

3-انواع تقلید

تفاویت دیگر نیز بین این هنرها هست و آن مربوط است به شیوه ای که هر یک از آنها درتقلید دارند. چون ، شاعر در عین آنکه موضوع واحدی را با وسایل واحد ومشابه تقلید می کند، ممکن است آن را به صورت روایت از زبان دیگری نقل کند، چنانکه هومر کرده است. یا آنکه از زبان خود گوینده و بی مداخله شخص راوی آن را نقل نماید ، ویا ممکن است که تمام اشخاص داستان را در حین حر کت ودر حال عمل تصویر بنماید.

این هاست تفاوت های سه گانه ای که در انواع تقلید –چنانکه در آغاز سخن گفتیم – وجود دارد. تفاوت هایی که مربوط است به وسایط تقلید، به موضوع تقلید ، و به شیوه تقلید . بدین ترتیب، از یک نظر می توان گفت سوفو کل و هومر هر دو یک نوع تقلید می کنند، چون موضوع تقلید هر دو اعمال و اطوار اشخاصی است که برتر و بالاتر از ما هستند، و از جهت دیگر نیز می توان گفت سوفوکل و اریستوفان هر دویک نوع تقلید می کنند چون هر دوشان اعمال و اطوار اشخاصی را تقلید می کنند که درحال عمل و حرکت هستند.

به قول بعضی به همین سبب است که آثار اینها را درام خوانده اند، زیرا که اینها در آثار خویش اشخاصی را تقلید می کنند که در حال عمل و حرکت هستند و برهمین نکته است که قوم دوریان تکیه می کنند و ادعا می نمایند که مخترع تراژدی و کمدی آنها بوده اند. اختراع کمدی را میگماریان به خویش نسبت می دهند . هم آن جماعت از قوم مذکور که در یونان ساکن اند این دعوی را دارند و معتقداند که این فن در دوره ای که حکومت عامه به دست آنها بوده به وجود آمد و هم آن جماعت از میگاری ها که ساکن جزیره سیسیل هستند واپی کارم شاعر مدتی قبل از ظهور کیونیدس و ماگنس در بین آن ها ظهور نمود این دعوی را دارند . اختراع تراژدی راهم بعضی از طوایف دوریان که ساکن پلوپونز هستند به خود نستب می دهند . باری این جماعت، در اثبات دعوی خویش از شباهت الفاظ شاهد می آورند. اینها ادعا دارند که دهکده را به زبان خویش کومه می گویند در صورتیکه قوم آتیک آن را دموس اصطلاح می کنند از این جا نتیجه می گیرند که لفظ کومدیان از ریشه کومازین به معنی بر پاکردن جشن و رقص و آواز مشتق نیست ، این نکته مأخوذ است که چون آن جماعت – که سازندگان نخستین کمدی بوده اند- درشهرها مورد تحقیر بوده اند فقط در کومه، یعنی دهکده ها تردد می نموده اند، همچنین حجت می آورند که لفظ حاکی از فعل و عمل را آنها دران می گویند- و لفظ درام از آن جاست – در صورتیکه مردم آتن برای آن معنی لفظ پراتیسن به کار می برند.

در باب تعداد و کیفیت تفاوت هایی که در امر تقلید هست این قدر کفایت دارد.

4-منشا وانواع شعر

چنین به نظر می آید که پیدایش شعر دو سبب داشته است ، هر دوسبب طبیعی . یکی تقلید است که در آدمی غریزی است و هم از عهد کودکی ظاهر می شود و فرق انسان با سایر جانوران استعداد دارد چنانکه انسان معارف اولیه  خود را از همین تقلید به دست می آورد و هم چنین همه مردم از تقلید لذت می برند.

شاهد این دعوی ، اموری است که در عالم واقع جریان دارد. چه موجوداتی که چشم انسان از دیدار آنها ناراحت می شود، اگر آنها را خوب تصویر نمایند از مشاهده تصویر آنها لذت حاصل می شود. چنانکه تماشای صورت جانوران پست و هم تماشای صورت مردار سبب التذاذ نیز می شود.

سبب این است که دانش آموزی نیز خود لذتی دارد که مخصوص حکما و فلاسفه نیست بلکه سایرمردن نیز در این لذت شریک هستند. هر چند بهره ای که آنها از این لذت دانش اموزی می برند بسیار نیست. از همین روست ، که مشاهده تصاویری که شبیه اصل باشند موجب خوش آیندی می شود زیرا ما از مشاهده این تصاویر اطلاع و معرفت به احوال اصل آن صورت ها پیدا می کنیم و آنچه را در آن صورت ها بدان دلالت هست در می یابیم . مثل اینکه بگوییم این تصویر ، صورت فلان است و اگر خود جهت که موضوع خود را تقلید می کند بلکه از آن لحاظ که در آن کمال صنعت به کار رفته ، ویا از آن جهت که دارای رنگ دلپذیر هست ویا از جهاتی نظیر و مشابه اینها، سبب خوشایندی خاطر ما می شود.

پس چون غریزه تقلید و محاکات در نهاد ما طبیعی بود، چنانکه ذوق آهنگ و ایقاع وبه علاوه ذوق اوزان که نیز جز اجزاء ایقاع ها چیزی نیستند، کسانی که هم از آغاز امر در این گونه امور بیشتر استعداد داشتند اندک اندک پیشتر رفتند و به بدیهه گویی پرداختند و هم از بدیهه گویی ا«ها بود که شعر پدید آمد. آنگاه شعر، بروفق طبع و نهاد شاعران گونه گون گشت. آنها که طبع بلند داشتند افعال بزرگ و اعمال بزرگان را تصویر کردند و آنها که طبع شان پست و فرومایه بود به توصیف اعمال دونان و فرومایگان پرداختند . این دسته اخیر هجویات سرودند وآن دسته نخست ، به نظم سرودهای دینی و ستایش ها دست زدند.

از گویندگانی که پیش از هومر بوده اند، شعری از این نوع در دست نداریم  هر چند احتمال دارد که پیش از او، بسیاری دیگر ، شعر گفته باشند. اما از عهد هومر به بعد می توان بعضی نمونه ها ازین نوع شعر ذکر کرد . چنانکه قطعه شعر موسوم به مرگیتس او از این نوع است و هم چنین اشعاری از همین نوع را می توان یادآوری کرد که در آنها به مناسبت توافق با موضوع ، وزنی را که معروف به ایامبو می باشد به کار برده اند. این گونه اشعار را تا هم امروز از آن جهت ایامبیک می گویند که آنها را برای هجو کردن یکدیگر به کار می برده اند. بنابراین شاعران قدیم ، بعضی به اوزان هروئیک پهلوانی شعر سرودند و بعضی باوزن ایامبیک

هومر در نوع جدی وعالی شعر ، گوینده ای توانابود، نه فقط در فخامت و زیبایی شعر سرآمد شاعران شد بلکه از این حیث هم که آثار خویش را قوت و تأثیری از آن گونه که شایسته درام است می بخشد ، برسایر شاعران مزیت داشت و به همان گونه نیز ، اولین کس بود که راه ورسم کمدی را به شاعران بعد آموخت و هزل را که دیگران به صورت هجویات در می آورند، او به صورت درام در آورد. زیرا که آن قطعه شعر او که موسوم است به مرگیتس نسبت به کمدی ها همان مقامی را دارد که ایلیاد و اودیسه او نسبت به آثار تراژدی دارد.

و چون تراژدی و کمدی پدید آمد، شاعران هر یک بروفق طبع و مذاق خویش یکی از این دو شیوه را پیش گرفتند، بعضی به جای آنکه شعر ایامبیک بسرایند سرینده کمدی شدند و برخی به جای انکه شعر هروییک بگویند گوینده تراژدی گشتند . زیرا این فنون ادبی که تازه پدید آمده بود از انواع سابق برتر وپسندیده تر بود.

بحث در اینکه آیا، تراژدی از لحاظ اجزاء خویش به کمال ممکن رسیده است یا نه وتحقیق در این باب در حد خویش و یا اعتبار امکان نمایش، خود مسله دیگری است. البته تراژدی در اصل از بدیهه گویی به وجود آمد، همچنان که کمدی نیز از همین امر نشات یافته بود، به طوری که اولی از اشعار سرایندگان دیتی رامب پدید آمد و دومی مبدا ظهورش ترانه های فالیک بود که هنوز در بعضی بلاد متداول است. باری تراژدی اندک اندک با اجزا خاص خویش توسعه یافت، وبعد از تبدلات بسیار، صورت نهایی را که مقتضی طبیعی آن بود، یافت و دیگر به همان حال باقی ماند.

اول اشیل تعداد بازیگران را از یکی به دوتا رسانید و در عین حال از اهمیت گروه خنیاگران کست و برای گفت و گو اهمیت بیشتر قایل شد سپس سوفو کل شماره بازیگران را به سه نفر بالابرد و بفرمود تا صحنه نمایش را نقاشی بنمایند.

از آن پس تراژدی افسانه های ساده و کوتاهی را که جهت مضمون آن متداول بود کنار نهاد و طول و تفصیلی یافت، همچنین زبان شوخ و لطیفی راکه به سبب اشتمال برمضامین ساتیریک ازقدیم در آن به کار می رفت، ترک کرد به دنبال آن وقار و جلالی به دست آورد. از جهت وزن نیز به جای وزن رباعی تروکائیک  وزن ثلاثی ایامبیک در آن متداول گشت . وزن رباعی هم که در آغاز به کار می رفت سببش آن بود که رد آن زمان شعر تراژدی جنبه ساتیریک داشت و به رقص نزدیک بود اما وقتی ، لحن و طرز مکالمه در آن وارد گشت طبیعت خودش مناسب ترین وزنی را که شایسته آن بود به وی القا کرد.زیرا از تمام اوزان، وزن ثلاثی ایامبیک بیشتر بالحن مکالمه سازگار است، و شاهد صدق این دعوی آن است که در محاورات عادی ما وزن ثلاثی ایامبی مکرر به کار می رود . در صورتیکه وزن سداسی را خیلی به ندرت، و آن هم فقط در مواقعی که از سیاق محاوره و مکالمه خارج شده باشیم استعمال می کنیم .

تعداد حوادث ضمنی و هم چنین تعداد اجزاء دیگر تراژدی نیز که محسنات و پیرایه ها به شمار می آمدند البته اندک اندک افزونی یافت. اما در باب این امور باید به همین اندازه اکتفا کرد . زیرا بحث و تحقیق در باب هر یک از آنها سخن را به درازا خواهد کشاند.

5- کمدی ، تراژدی ، حماسی

اما کمدی چنانکه گفتیم تقلید است از اطوار و اخلاق زشت ، نه این که تقلید بدترین صفات انسان باشد، بلکه فقط تقلید اطوار شرم آوری است که موجب ریشخند و استهزاء می شود. آنچه موجب ریشخند و استهزاء می شود نیز امری است که در آن عیب و زشتی هست اما از آن عیب و زشتی گزندی به کسی نمی رسد. چنانکه آن نقاب ها که بازیگران از روی هزل و شوخی بر چهره می گذارند، زشت و ناهنجار هست اما به کسی آزار می رساند.

دگرگونی هایی که بر تراژدی روی داده است و هم چنینی نام کسانی که تراژدی نوشته اند ، برمانامعلوم نیست ، اما کمدی به سبب آنکه چندان قدری نداشته است مبدأ پیدایش آن بر ما پوشیده مانده است و این بی اعتنایی به کمدی چندان بود که آرکونت تا این اواخر برای کمدی گروه خاصی از سرایندگان تعیین نمی کرد، و پیش از این ها تعداد این گروه در کمدی بسته به میل داوطلبان بود .فقط از وقتی که کمدی صورت خاص خود را گرفت. نام شاعرانی که کارشان کمدی بود در بین مردم شهرت یافت اما باز این نکته ، که نقاب ها و پیش گفتار یا تعداد بازیگران کمدی و اینگونه امور را اول بار چه کسی ایجاد کرده است بر ما معلوم نیست. جز اینکه فرک افسانه پردازی کمدی به اپیکارم و فورمیس منتهی می شود. این فکر نخست در سیسیل پدیدآمد  و در آتن ، کراتس اولین کسی بود که شیوه ایامبیک را رها کرد و در صدد تألیف افسانه ها و مضامین عمومی بی آنکه نظر به شخص معین داشته باشد بر آمد.

 اما حماسه ، مشابهتی که با تراژدی دارد، فقط در این است که آن نیز یک نوع تقلید است که به وسیله وزن ، از احوال  و اطوار مردمان بزرگ وجدی انجام می شود. لیکن اختلاف آن با تراژدی ازین بابت است که همواره وزن واحدی دارد، و شیوه بیان آن نیز برخلاف تراژدی نقل وروایت است. هم چنین از حیث طول مدت نیز بین این دو تفاوت هست. چون تراژدی سعی دارد که تا ممکن است به مدت یک دوره آفتاب محدود بماند و یا اندکی از آن تجاوز کند. در صورتیک هحماسه از لحاظ  زمان محدود نیست. پس از ین حیث نیز بین آنها تفاوت هست هر چند در آغاز حال ، شاعران نه در تراژدی مقید به زمان بودند ونه در حماسه بدان تقلیدی داشتند. لیکن اجزاء و عناصری که  در ترکیب این هر دو فن داخل است. بعضی بین هردومشترک است وبرخی مخصوص  تراژدی است. ازین رو هر کس بتواند در تراژدی بین نیک و بد آن فرق بگذارد در حماسه نیز می تواند نیک  و بد را بشناسد و فرق بگذارد . چون عناصر و اجزایی که در حماسه هست در تراژدی هم موجود است. در صورتیکه عناصر و اجزا تراژدی در حماسه وجود ندارد. در باب تقلید وبه وسیله وزن سداسی، ونیز در باب کمدی، ازین پس سخن خواهیم گفت.

6-تعریف تراژدی

اکنون سخن در باب تراژدی گوییم و تعریف جوهر و ماهیت آن را از آنچه در سابق گفته شده است بیرون آوریم.

 پس تراژدی تقلید است از کار و کرداری شگرف و تمام دارای درازی و اندازه معین ، به وسیله کلامی به انواع زینت ها آراسته و آن زینت ها نیز تمام می گردد، نه اینکه به واسطه نقل وروایت انجام پذیرد و شفقت و هراس را برانگیزد تا سبب تزکیه نفس انسان ازین عواطف و انفعالات گردد. وقصد من از کلامی به انواع زینیت ها آراسته آن سخن است که در وی ایقاع و آهنگ و آواز باشد. و مرادم از آنکه گفتم« ... آن زینت ها هر یک به حسب اختلاف اجزا مختلف باشد» آن است که بعضی از اجزا فقط به وسیله وزن ساخته شود، و بعضی دیگر به وسیله آواز.

چون تقلید در تراژدی به وسیله کردار اشخاص که نمایش می دهند تمام می گردد، پس به حکم ضرورت می توان اجزائ تراژدی را عبارت دانست از ترتیب منظره نمایش ، سپس آواز و گفتار زیرا این امور وسایطی هستند که تقلید در تراژدی بدانها تمام می شود. مقصود من از گفتار همان ترکیب کردن و به هم آمیختن اوزان است اما مراد از آواز خود به درستی آشکاراست.

از طرف دیگر چون مطلب عبارت است از تقلید کردار و البته کردار هم لازمه اش وجود اشخاص است که کردار از آنها سرمی زند، نا چار این اشخاص را سیرت ها و یا اندیشه ها یی مخصوص خویش است و در واقع کردار ها و افعال مردم را از همین موارد اختلاف می توان شناخت  و دو علت طبیعی  در کار هست که بدانها کردارها و افعال تشخیص وتحدید می شوند، یکی عبارت از اندیشه است و آن دیگر عبارتست از سیرت یا خصلت و همین افعال و کردارهاست که سبب کامیابی یا ناکامی می گردد. اما تقلید کردارهایی مقصود است که انجام پذیرفته است و مراد از خصلت و سیرت آن امور و اوصافی است که وقتی اشخاص را می بینیم که کاری انجام می دهند، آنها را بدان اوصاف متصف می سازیم . و مقصود از اندیشه هم تمام آن چیزهاست که اشخاص داستان جهت اثبات امری یا بیان مطلبی می گویند .

پس به حکم ضرورت، در تراژدی شش جز وجود دارد ، که تراژدی از آنها ترکیب می یابد و ماهیت آن ، بدان شش چیز حاصل می گردد. آن شش چیز عبارتند از : افسانه مضمون ، سیرت ، گفتار ، اندیشه ، منظر نمایش ، و آواز و تقلید متضمن دو جز از این اجزا ششگانه است ، شیوه تقلید متضمن یک جز است و موضوع تقلید هم متضمن سه جز از این اجزا ششگانه است و جز اینها دیگر چیزی نیست. تمام شاعران هم این اجزا را به کار برده اند زیرا تمام تراژدی ها یکسان دارای منظره نمایش، خصلت و سیرت اشخاص نمایش ، و افسانه مضمون و گفتار ، آواز ، و اندیشه می باشند.

مهمترین این اجزا ترکیب کردن و به هم در آمیختن افعال است زیرا تراژدی تقلید مردمان نیست ، بلکه تقلید کردار و زندگی و سعادت و شقاوت است و سعادت و شقاوت نیز هر دو از نتایج و آثار کردار می باشند و غایت و هدف حیات کیفیت عمل است نه کیفیت وجود، و مردمان به سبب سیرت و خصلتی که دارند مردمان اند اما سعادت ی اشقاوتی که بدانها نسبت می دهند به سبب کردار ها و افعال انهاست، بنابراین اشخاص که  در صحنه بازی می کنند. از آنچه نمایش می دهند، قصدشان تقلید سیرت و خصلت اشخاص داستان نیست بلکه خود به سبب افعال و کرداری که انجام می دهند و دارند بدان سیرت و خصلت منسوب می شوند و یا به عبارت دیگر آن سیرت وخصلت که بدانها منسوب می گردد نتیجه کردارها ی آنها ست . به طوری که در تراژدی آنچه غایت شمرده می شود همان افعال و افسانه ها مضمون است و به وجود نمی پیوندد اما بدون اشتمال برخصلت وسیرت ، تراژدی وجود یافته است چنانکه تراژدی هایی که بیشتر شاعران متأخر پرداخته اند از تجسم دادن خصلت و سیرت خالی است در هر صورت نزد بسیاری از شاعران حال به همین منوال است. چنانکه دربین نقاشان نیز زیو کسیس نسبت به پولی گنت همین حال را دارد . چون پولی گنوت نقاشی است که در تصویر خصلت ها و سیرت ها مهارت دارد در صورتیکه زیو کسیس آثاری که دارد از اثر هر گونه خصلت و سیرتی به کلی خالی است.

و اگر کسی در ترکیب سخنانی که حکایت از اخلاق می کند رنج برد و سخنش هم به فخامت عبارت و جلالت فکر ممتاز باشد بدانچه از تراژدی مقصود و مطلوب است البته دسترس نمی یابد بلکه این مطلوب خویش را می تواند، تنها با یک تراژدی که از حیث عبارت و فکر ضعیف تر باشد و لیکن مشتمل بر افسانه مضمون و متضمن ترکیب کردن و به هم در آمیختن افعال باشد به دست آورد . گذشته از این، منشا لذت واقعی تماشا کننده تراژدی نیز، فقط در اجزا افسانه و داستان است که عبارت باشد از آنچه دگرگونی و باز شناخت خوانده می شود.

دلیل دیگر بر اینکه افسانه و واقعه برسیرت و خصلت و هم برعبارت مقدم است، این است که شاعران تازه کار قبل از آنکه در ترکیب کردن و بهم در آمیختن کردارها، قدرت و مهارت به دست آورند در بیان عبارت و وصف سیرت و خصلت مهارت دارند ، چنانکه بیشتر پیشینیان نیز همین حال را داشته اند.

متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

/images/spilit.png

دانلود فایل 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره ارسطو و فن شعر

دانلود مقاله کامل درباره نظریه های افلاطون

اختصاصی از فی توو دانلود مقاله کامل درباره نظریه های افلاطون دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره نظریه های افلاطون


دانلود مقاله کامل درباره نظریه های افلاطون

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :34

 

بخشی از متن مقاله

چکیده ای از زندگی نامه:

افلاطون (427-347 ق.م) فرزند یکی از خانواده های سرآمد  آتن بود و توقع می رفت سیاستمدار شود. اما او مسحور سقراط شد و حکم مرگ او سخت بر دلش اثر نهاد. پس دنیای سیاست را واگذاشت تا رسالت اصلاحگری سقراط را پی گیرد.

در حدود 40 سالگی آکادمی را در آتن بنیان نهاد تا جوانانی که می بایست در آینده زمام امور شهر های یونان را در دست گیرند. از تحصیلات عالی بهره مند شوند. در  تقدیر افلاطون می توان گفت بسیاری از  فلاسفه او را به بزرگترین فلیسوف می دانستند و می دانند و حکیم سهروردی بنیان گذار حکمت اشراق برای او احترام خاصی قائل بوده و او را امام الحکمه و پیشوای حکمای اشراق می دانسته است.

آثار افلاطون

  • لاخس، خارمیدس- لوسیس، کریتون- ائوتوفرون، دفاعیه
  • پروتاگوراس، گورگیاس، منون
  • ضیافت و فایدون
  • جمهوری و فایدروس
  • تئایتتوس (حدود 367 ق.م )، پارمنیدس، تیمایوس
  • سوفسطایی و و سیاسی
  • فیلبوس و قوانین.

تعریفی از عالم مثل:

بجا و مفید است که اصطلاحاتی را که افلاطون به کار می برد ارزیابی کنیم.

نخست او از صور یا مثل (ایده یا ایدوس) سخن می گفت. این دو واژه در اصل معنایی نزدیک به «شکل» داشتند و درزمان افلاطون «ایده» به هیچ روی ربطی به «اندیشه» نداشت.

منظور افلاطون از مثل با تشبیهی که وی آن را برای اثبات مثل به کار برده است روشن می شود. غاری را در زیر زمین در نظر گیرید که در آن مردمانی را به بند کشیده،روی به دیوار و پشت  به دهانه ی غار نشانده اند این زندانیان  از دوره کودکی در آنجا بوده اند و پاهایشان چنان با زنجیر بسته شده که نه می توانند از جای خود بجنبند و نه سر خود را به چپ و راست بگردانند، بلکه ناچارند پیوسته رو به روی خود را تماشا کنند. در  بیرون از غار، به فاصله ای دور، آتشی افروخته است که پرتو آن به درون غار می تابد، میان اتش و زندانیان راهی مرتفع و دیواری کوتاه وجود دارد شبیه پرده ای که شعبده بازان میان خود و تماشاگران می آویزند تا از بالای آن هنر خود را نمایش دهند.

در آن سوی دیوار کسانی هستند که اشیا بسیاری، از جمله پیکره های انسان و حیوان را که از سنگ و چوب ساخته شده، به  این سو و آن سو می برند و همه ی آن اشیا از بالای دیوار پیداست. بعضی از آن افراد در حال آمدو شد با هم سخن می گویند و بعضی خاموشند.

مثل ما مثل آن زندانیان است که از خود و از یکدیگر جز سایه ای که در اثر آتش بیرونی از اشیاء به دیوار غار افکنده شده چیزی نمی بینند.

اگر بتوانند با هم صحبت کنند، موضوع گفتارشان چیزی جز سایه هایی که به دیوار نقش بسته نخواهد بود.

پس جز سایه ها به هیچ چیز دیگری باور ندارند.

اگر از  بند آزاد و از درد نادانی رهایی یابند و به سمت دهانه ی غار روانه شود و به روشنایی آتش بیرون نگاه کند طبعاً از این تغییر وضع آزرده می شود و اگر وادارش کنند که مستقیم در خود روشنایی بنگرد، چشمان او به دردی طاقت فرسا مبتلا خواهند شد و از روشنائی خواهند گریخت.

حال اگر کسی دست او را بگیرد و با زور از آن راه مرتفع و ناهموار به بیرون از غار بکشاند و به روشنائی آفتاب برساند، تردیدی نیست که به رنج می افتد و خشمگین می شود و می کوشد خود را نجات دهد.

پس باید چشمان او به تدریج به روشنائی خو کنند تا به دیدن اشیاء گوناگون توانا شوند نخست سایه ها و تصاویر اشخاص و اشیا را که در آب می افتد بهتر از چیزهای دیگر تمیز خواهد داد. در مرحله ی دوم، خود آدمیان و اشیا را خواهد دید. پس از آن به تماشای آسمان و ستارگان خواهد پرداخت، ولی آن ها را هنگام شب بهتر مشاهده می کند، زیرا دیدگانش به روشنایی ماه و ستارگان زودتر عادت خواهند کرد و حال آنکه روشنائی خورشید چشم های او را رنج می دهد.

سر انجام در مرحله ی چهارم، خواهد توانست خورشید را در عین پاکی و تنهائی مشاهده کند.

اگر زندان غار را با عالم محسوسات و پرتو آتشی را که به درون غار می تابد با نیروی خورشید تطبیق کنیم و اشیا بیرون و انسان های در حال رفت و آمد را به عالم مثل تطبیق دهیم و خارج شدن آدمی از غار و تماشای اشیا گوناگون در روی زمین را سیر و  صعود روح آدمی به عالم شناسایی بدانیم.

در پایان سیر و سلوک و پس از تحمل رنج های طاقت فرسا انسان مبدا همه ی مثل یعنی مثال نیک را می یابد.       تصویر غار

آیا برای هر چیزی صورتی (مثالی) هست؟

این معنا در مورد مفاهیمی اخلاقی مانند عدالت و شجاعت، مفاهیمی ریاضی چون تساوی و قلیلی مفاهیم دیگر چون زیبایی صدق می کند اما در مواردی که نا کامل بودن جزئیات چندان آشکار نیست و نمی توان مشخص کرد و به نظر عجیب و غریب می آید.

پارمیندس چهار طبقه از عیون خارجی را در نظر می گیرد و می پرسد که آیا هر یک از اینها صورتی دارند یا نه در مورد طبقه ی نخست یعنی شباهت ووحدت و کثرت سقراط کاملاً مطمئن است. و  در مورد طبقه ی دوم نیز، یعنی عدالت  زیبایی و نیکی  بهمچنین اما در مورد طبقه ی بعدی یعنی انسان، آتش و آب به تردید می افتد و سرانجام نمی تواند اذعان کند که برای چیزهایی مانند گِل و مو و کثافت صورتی وجود دارد

دلایل تردید او بیان نمی شود، اما احتمالا تردیدش مربوط به این است که افراد انسانی و افراد آتش همه به یکسان آتش و انسانند همچنانکه در ر ساله ی فایدون گفته می شود که همه ی ارواح به یکسان روح هستند.

پس در این موارد نمی توان درجه ی کمال قائل شد که صورت اوج و نهایت آن کمال باشد. و باز اندیشیدن  به موی کامل و گِل کامل به نظر احمقانه می آید.پس می بینیم که میان صورت در مقام کلیات و صورت در مقام کمال مطلوب رخنه ای می افتد.

یک مثال

مثالی که طرح شده است این است که یک شخص هم می تواند بلند و هم کوتاه باشد  اساسی را نادیده انگاشته است و آن  میان واژگان اسنادی ساده و واژگان نسبی یا اعتباری ست واژگانی مانند بلند و کوتاه و سبک  معنای مطلقی ندرند اما همواره یه یک مرجع قیاس اشاره دارند یک شخص یا بدین دلیل بلند خوانده  می شود که از شخص مورد قیاس دیگری بلند تر است یا  در قیاس با متوسط طول قامت انسان ها بلند است. اگر چنین مرجع قیاسی نباشد واژه  تهی  از معنا خواهد بود. این نشان می دهد که هیچ چیز در آن واحد هم بلند و هم کوتاه نیست. هر عین خارجی فقط نسبت به چیزهایی متفاوت دیگر چنین است .و مثلاً نمی توان گفت که فلان شخص در معنای مطلق هم بلند و هم کوتاه است و بنابراین تابع مستندات اصالتاً متضاد است و در نتیجه کاملاً واقعی نیست .

دانش و اعتقاد :

افلاطون تمایزی اساسی میان دو حالت شناختی متفاوت قائل بود .

این دو حالت را می توان دانش و اعتقاد (یا عقیده ) نامید .

آنچه ما می دانیم ( یعنی دانشی از آن داریم ) باید درست باشد ، اما آنچه بدان عقیده داریم ممکن است درست یا خطا باشد .

اما افلاطون همواره برای عقل سلیم ارزش قائل بود و سعی می کرد نظریه هایش را با آنچه بدیهی می نمود تطبیق دهد . بنابر این او این نظریه طبیعی را پذیرفت که دانش و اعتقاد ربط مستقیمی  به هم دارند .

  • جهان معقول

به قول خود افلاطون فلسفه ی وی ناشی از حکمت سقراط است. از همان سبک  استادش که مناظره  و محاضره بوده، پیروی کرده و حتی نام دیالکتیک (جدل)  را که به این روش اطلاق می شده برای فلسفه  به معنای دانش  اختیار کرده است در اولین رسالات افلاطون که اندیشه  های وی به روشی درخشان عرضه  میگردند، معمولا سقراط حکم سخن گوی اصلی را دارد و هم اوست  که نظریه ی مثل را برای طرف مقابل خود بازگو می کند. حاجت به توضیح نیست که خواننده نباید فریب این روش  خاص را که در واقع از مقوله ی صنایع ادبی ست بخورد. چون واضع نظریه ای مثل، افلاطون است نه سقراط و ارسطو این نکته را با صراحت تمام گفته است ولی در  واقع منشا و خاستگاه نظریه ی مثل افلاطون در واقع افکار و عقاید سقراط بوده و شاید شور و حرارتی که اندیشه های افلاطون را به سوی خیر راهبری کرده در اثر  فیض های شخصیتی  سترگ سقراط بوده است و تعظیم و تکریم  پارسایانه ای هم که افلاطون از استاد خود سقراط می کند نشانه ی قدر شناسی وی است.

همان طور که گفتیم ارسطو با صراحت و وضوح بسیار نوشته است که نظریه ی مثل ناشی از عقایدی ست  که سقراط درباره علم داشته و هم او می گوید که افلاطون از طرفی به عقاید کراتیل و هرقلیطوس دل بسته بود و این دو معتقد بودند که محسوسات در معرض جریان و تحرک دایم قرار دارند و به همین علت علم نمی تواند به آن ها دست یابد و آنها را بشناسد و از سوی دیگر تحت تاثیر معتقدات  سقراط  می پنداشت که موضوع علم، جوهر اشیا است. اما سقراط منحصرا  به اخلاقیات نظر داشت و صرفا در مسائل مربوط  به آن غور می کرد و حال آن که افلاطون با تعمق در امور طبیعت  دریافت که جوهر اشیا  به حکم ثبات می تواند موضوع علم قرار گیرد. موضوع علم متمایز از مواضیعی است که صرفا به حس در می آیند و فرار و گذر او مواجند. حقیقت شیئ ء را افلاطون مثال نامید و گفت که اشیا محسوس در جنب مثل  قرار دارند و اسمی که به آنها داده می شود  برحسب مثال آنهاست. چون اشیا به اعتبار  اینکه بهره ای از مثلند وجود دارند.

اما تایید این نکته که علم منحصرا به حقیقت و جوهر اشیا  تعلق می گیرد و جوهر  از  مقوله  معقولات است و همچنین تمایز تام حقیقت و جوهر از محسوسات، ذهن افلاطون را به  نظریه ای کشاند که موسوم به فرضیه تذکر است و اساس اندیشه اصیل افلاطون به شمار می آید افلاطون در زمانی که در جنوب ایتالیا می زیست با آیین فلسفی فیثاغوری آشنایی به هم زد  و تحت تاثیر آن  به تغییر و اصلاحاتی عمیق در فلسفه سقراط دست زد. و این معنا در رسالاتی که افلاطون از رساله منون به بعد آورده مشهود است. سقراط پنداشته بود که علم در روح انسانی به ودیعه نهاده شده و می توان بی کمک گرفتن از خارج این علم را از بطن ذهن  به بیرون کشید . افلاطون گفت اگرعلم در نهانخانه ذهن بشری پنهان شده، به این علت است که روح جاودانی ست و قبل از اینکه  انسان چشم بر جهان بگشاید و تولد یابد وجود داشته و در حیات آن جهانی بر همه جواهر معرفت تام داشته است. چون به این دنیا می آییم خاطراتی از زندگی آن جهانیان  در  ذهن می ماند و افزایش دانشمان در این جهان در واقع تذکر و به یاد آوردن تدریجی همان خاطرات است. خلاصه کلام آنکه  آنچه به آن علم می گوییم در واقع تذکر است . اما به نظر افلاطون این علم فطری آن طوری که سقراط می پنداشت محدود به اخلاقیات و شناخت  نیکویی نیست و ریاضیات هم در آن  محلی و موقعی دارند در این مورد  تاثیر افکار حکمای فیثاغوری از یک سو نظرات مردی به نام تئودور از اهالی سیرن که عالم هندسه بوده و افلاطون در سفری که از مصر به ایتالیا کرده بود. زمستان را نزد او گذرانده بود از سوی دیگر خوب محسوس است. در رساله منون افلاطون را می بینیم که برای اثبات نظر خود در باب تذکر متوسل به آوردن مثالی از علم هندسه می شود بدین قرار که سقراط را دست اندر کار بیرون کشیدن یکی از قضایای هندسه از ذهن یک غلام زرخرید میکند و آن  قضیه بدین قرار است که: وقتی مساحت مربع A دو برابر مساحت مربع B باشد قطر مربع  B ضلع مربع A است، چون این مطلب را فهمیدیم  ناگزیر از پذیرفتن این حقیقت می شویم که این غلام قبل از شروع زندگی این جهانی خود به این قضیه علم داشته است و این مثال را می توان تعمین داد روح انسان در جهان آسمانی می زیسته و از آن متلذّذ می گشته، علم کاملی که انسان در زندگی  این جهانیش دارد در واقع خاطره ای از آن جهان است.

بر این پایه می بینیم که جوهر واقعیتی است فوق حس، یعنی بوسیله حواس  نمی توان بر آن معرفت پیدا کرد و روح انسانی در آن زمان  که فارغ از قیود جسم بوده بر جواهر اشراف داشته است جوهر ماهیت غیرمادی دارد و نمونه بارز آن اعدادو اشکال هندسیند که ما بازایی در عالم ماده و طبیعت ندارند. در زمینه اخلاقیات   حقیقت و زیبایی و خیر موضوع علم است، یعنی آن کمال اخلاقی که سقراط  زندگی انسانی را متعلق بدان شمرد حقیقت واقعی دارد. در عرصه ریاضیات تا آنجا که مولود ژرفنگریهای نظری است حقیقت مقدار و حقیقت تساوی موضوع علم است خلاصه کلام آن که واقعیت از آن این جواهر است و گرنه واقعیات محسوس حقیقتاً واقعیت ندارند و از مقوله عوارض و ظواهرند و آدمی در حیات آن جهانی به سیر و تامل  در همین حقایق مشغول بوده است افلاطون در  رساله موسوم به فیدون همین معنا را به طرزی شاعرانه آورده و می گوید روح، پر و بال زنان اوج گیرد و به آسمان لاجوردی صعود می کند و در آن سوی آسمان، مرغزاری با شکوه را گسترده می یابد و در آن جای ذرات را نظاره می کند و از منظر آن متلذذ می گردد. به محض اینکه روح به جهان محسوسات فرود آمد، کمال و جلالی را که در آن دنیا مشاهده کرده بود به خاطر می آورد و در معرفتی که بر محسوسات پیدا می کند آن خاطره مدخلیت دارد و این نکته را افلاطون در  رساله فیدون به اثبات رسانیده است اما چون ما چیزهایی به ظاهر مادی را می بینیم و حکم به عدم تساوی کامل آنها می کنیم معلوم می شود که ما قبلا خود تساوی را که همان جوهر تساوی باشد دیده ایم و آن را معیار قرار می دهیم و چیزهای مساوی را با آن مقایسه می کنیم. پس اگر از هنگامی که به دنیا آمده ایم به وسیله حواس پنجگانه مان چیزهای مساوی با هم را دریافته ایم، ناگزیر قبل از ولادتمان جوهرتساوی یا برابری فی حد ذاته را دانسته بوده ایم . پس برای ادراک چیزهای محسوس ناگزیر از معرفت یافتن بر جوهر ماورای حسی آن هستیم و این معرفت همان معرفتی است که روح پیش از آن که به قالب جسم در آید، از آن برخوردار بوده است.

متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

/images/spilit.png

دانلود فایل 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره نظریه های افلاطون

آموزش رسم درخت فیلوژنتیکی با استفاده از نرم افزار مگا 6 به صورت تصویری

اختصاصی از فی توو آموزش رسم درخت فیلوژنتیکی با استفاده از نرم افزار مگا 6 به صورت تصویری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

استفاده از دیتابیس NCBI و پیدا کردن ژن های خاص و همچنین تفسیر میزان شباهت و تفاوت این توالی ها بخش مهمی از پژوهش ها را در رشته های ژنتیک، زیست شناسی، کشاورزی و بیوتکنولوژی را شامل می شود. یکی از بهترین نرم افزار ها برای این منظور نرم افزار مگا (Mega) می باشد. این این فایل پیدا کردن توالی ژن ها و بررسی فیلوژنتیکی آنها با استفاده از نرم افزار مگا ورژن به صورت کاملا ساده و تصویری آموزش داده شده است. 


دانلود با لینک مستقیم


آموزش رسم درخت فیلوژنتیکی با استفاده از نرم افزار مگا 6 به صورت تصویری

دانلود مقاله کامل درباره خیارهای دریایی (Holothuroidea)

اختصاصی از فی توو دانلود مقاله کامل درباره خیارهای دریایی (Holothuroidea) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره خیارهای دریایی (Holothuroidea)


دانلود مقاله کامل درباره خیارهای دریایی (Holothuroidea)

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :14

 

بخشی از متن مقاله

خیارهای دریایی (Holothuroidea) یکی از رده‌های خارپوستان هستند.

این جانداران بدنی چرم‌گون دارند و بیشتر در کف دریاها زندگی می‌کنند. نامگذاری این جانوران بخاطر شکل خیارمانندشان است.

خیار دریایی حیوان خزنده‌ای است که به آهستگی به روی گلسنگ‌ها یا صخره‌ها می‌‌خزد و تکه‌های غذا را از محیط اطراف جمع کرده و مصرف می‌کند دستهای او مایع چسبنده‌ای ترشح می‌کند که جمع آوری غذا از روی زمین را برای او آسان می‌کند پاهای ردیفی قرمز روشن و مجموعه دستهای تغذیه کننده بنفش و زرد بسیاری از گونه‌های خیار دریایی برای استتار مناسب نیستند.

در اروپا معمولاً دو گونه از خیار دریایی زندگی می‌کند:

خیار دریایی معمولی

خیار دریایی صخره‌زی (Cucumaria planci)

خیار دریایی و کاربرد های آن

خیار دریایی گروه بزرگی از آبزیان را تشکیل می دهد و از نظر رده بندی جزء راسته خارپوستان و رده خیاران دریایی است . این جاندار بدنی چرم مانند دارد و بیشتر در کف دریاها زندگی می کند و نامگذاری آن به خاطر شکل خیار مانند آن است .

خیار دریایی حیوان خزنده ای است که به آسانی روی گل سنگها یا صخره ها می خزد و تکه های غذا را توسط مایع چسبناکی که از دستهایش ترشح می شود از محیط اطراف خود جمع کرده و مصرف می کند . بیش از 1400 گونه خیار دریایی شناسایی شده

پراکنش این گونه ها بیشتر در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری می باشد و حدود 28 گونه از این آبزی خوراکی هستند که در سواحل سیستان و بلوچستان ایران بیشتر موجود می باشد

خیار دریایی گونه آبزی با ارزشی است که علاوه بر برخورداری از پروتیین کافی و ارزش غذایی بالا ( پروتئین 55 % - چربی 2%) در درمان بسیاری از بیماریها و صنعت دارو سازی مورد استفاده قرار می گیرد خیار دریایی در کشورهای جنوب شرقی آسیا از جمله چین ، تایوان ، تایلند ، اندونزی ، کره ، فیلیپین و دیگر کشورهای شرق آسیا از اهمیت خاصی برخوردار است

در بین این کشورها چین به عنوان بزرگترین تولید کننده ، مصرف کننده و وارد کننده خیار دریایی به شمار می رود . در طب سنتی این کشور ، از خیار دریایی برای تسویه خون ، درمان بیماریهای کلیوی و نیز بیماریهای پوستی استفاده می شود . مصرف سالیانه این آبزی در کشور چین 12000 – 10000 تن وزن خشک شده آن است این محصول به دو صورت تازه و خشک شده ، فرآوری و مصرف می شود و در چین یکی از محبوب ترین غذاهای دریایی محسوب می شود

از آنجا که این آبزی با ارزش از طرفداران زیادی برخوردار می باشد ، روی آوردن به صنعت تکثیر و پرورش آن به صورت تک گونه ای و یا چند گونه ای با سایر آبزیان انکار ناپذیر می باشد

سموم به دست آمده از دستگاه ایمنی خیار دریایی دارای خواص ضد ویروسی ، ضد تومور و ضد بارداری است مشخصات ظاهری :ا

بدن لوله ای شکل ، که طول آن 20 تا 40 سانتی متر و عرض آن 3 تا 6 سانتی متر می باشد .

- پشت آن بر آمده و در 4 تا 6 ردیف دارای برجستگیهای کوچک نامنظم می باشد .

- دهان قدامی و و متمایل به پشت است .

- یک ناحیه بر آمده در پشت دهان به نام گونوفر ( منفذ تناسلی ) وجود دارد .

ارزش دارویی :ا

از خیار دریایی به عنوان دارویی مفید و موثر استفاده می کردند . خیار دریایی گونه در درمان بیماریهای کلیوی ، یبوست ، سل ریوی ، کم خونی ، دیابت و ... موثر است .

احشاء آن در درمان صرع و روده آن التیام بخش دردهای معده و زخم اثنی عشر است.

طبق تحقیق پزشکی به عمل آمده بافتهای پیوندی ، پوست ، غشاء حفره بدن و کوریوم داخلی غده لوله ای خیار دریایی گونه Stichopus japanicus دارای ترکیبات موکوپلی ساکارید می باشد که می تواند تاثیر زیادی روی رشد ، بهبود بیماری التهاب ، شکل استخوان بندی ، پیش گیری از پیر شدگی بافتها و بیماری تصلب شراین داشته باشد .

به علاوه موکوپلی ساکارید اثر گسترده ضد سرطان دارد .

به نظر می رسد تزریق داخل وریدی یا داخل بطنی این دارو تومورهای 180 S و s 37 که به صورت آزمایشی در بدن قرار گرفته را تحت تاثیر قرار می دهد .

آن همچنین در یک زمان اثرات شدیدی روی بافتهای جانبی خود دارد .

هولوتوکسین استخراج شده از خیار دریایی اثر آنتی مایسین دارد ( ضد آماسهای عصبی ) ، همچنین این دارو می تواند با غلظت 25 – 25/6 ( میکروگرم درمیلی لیتر ) می تواند روی قارچها هم اثر منفی داشته باشد

چشم انداز درخشان صنعت تولید خیار دریایی در چین 

درآب های چین حدود 134 گونه خیار دریایی وجود دارد که از بین آن ها حدود 28 گونه خوراکی بوده و یا دارای استفاده های دارویی هستند. بیش تر این گونه ها در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری پراکنده هستند و تعدادی نیز نظیر آپواستیکوپوس ژاپونیکوس (Apostichopus japonicus) که گونه ی با ارزشی است در آب های معتدل دیده می شود .

خیار دریایی در چین به عنوان غذا و دارو مصرف می شود . چینی ها خیا ر دریایی را با با ارزش تر از خیار معمولی می دانند .بر اساس طب سنتی چین ، از خیار دریایی می توان برای تصفیه ی خون ، درمان بیماری های کلیوی و نیز بیماری های پوستی استفاده کرد. در دهه ی 1980 با افزایش تقاضا برای خیار دریایی طرح های تحقیقاتی زیادی برای تکثیر و پرورش خیار دریایی به اجرا درآمده است. در اوایل دهه ی 1950 تلاش هایی برای تکثیر خیار دریایی شد ولی فقط در دهه ی 1980 این تلاش ها به ثمر رسید .فنون پیشرفته ی تکثیر و پرورش خیار دریایی گونه ی آپواستیکوپوس ژاپونیکوس شامل مراحل تولید لارو ، پرورش در محیط های مختلف و مولد سازی است.

در سال 2002 تولید خیار دریایی به 6.335 تن (وزن خشک ) رسید که 5.865 تن آن پرورشی و 470 تن آن دریایی بود .این مقدار تولید نمی تواند پاسخ گوی تقاضای در حال افزایش بازار چین باشد از این رو چین سالیانه مقادیر زیادی خیار دریایی خشک شده از کشورهای دیگر وارد می‌کند.

تولید خیار دریایی

پرورش خیار دریایی در شمال چین فعالیتی پر سود بوده و این مهم به سرعت به بخش های جنوبی این کشور گسترش یافت.سطح کل پرورش خیار دریایی حدود 51.000 هکتار و تولید نهایی 6.750 تن ( وزن خشک ) معادل 135000 تا 202500 تن وزن تازه ( مرطوب ) است. بزرگترین تولید کننده ی خیار دریایی پرورشی استان لیااولینگ است. استان پاندونگ در مقام دوم قرار دارد . در سال 2003 کل سطح پرورش در استان شاندونگ به 17.000 هکتار و تولید نهایی به 2250 تن رسید . این مقدار تولید معادل حدود 45.000 تا 67.500 تن خیار دریایی تازه است. راندمان تولید خیار دریایی خشک 30-20 :1 است که این مقدار بستگی به مقدار نمک و روش فرآورش دارد.

متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

/images/spilit.png

دانلود فایل 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره خیارهای دریایی (Holothuroidea)

دانلود تحقیق بررسی مدیریت مشارکت کارکنان بارویکرد مدیریت اسلامی

اختصاصی از فی توو دانلود تحقیق بررسی مدیریت مشارکت کارکنان بارویکرد مدیریت اسلامی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق بررسی مدیریت مشارکت کارکنان بارویکرد مدیریت اسلامی


دانلود تحقیق بررسی مدیریت مشارکت کارکنان بارویکرد مدیریت اسلامی

بررسی مدیریت مشارکت کارکنان بارویکرد مدیریت اسلامی:
امروزه مسئله مدیریت چه مدیریت بازرگانی چه مدیریت صنعتی چه مدیریت اداری و چه مدیریت روحانی فوق العاده مورد توجه است .عصر ما را عصر مدیریت یعنی عصری که ما انسانها باید در کارهایی که به ما واگذار می شود رشد به تعبیر اسلامی داشته باشیم و نداشتن انهم عذر نیست باید برویم و کسب کنیم . " استاد شهید مطهری"
مشارکت رکن اصلی نظام مدیریت کیفیت جامع است که سبب اطمینان٬ بهبود ارتباطات  و وابستگی متقابل بین افراد سازمان می شود.حضرت علی (ع)  در نهج البلاغه می فرمایند : لا ظهیر کالمشاوره یعنی هیچ پشتیبانی چون مشورت نیست .
اصل کرامت انسانی و احترام به عقول و استفاده از نظرات دیگران از اصول اساسی مدیریت اسلامی است .
مشارکت در مدیریت عبارتست از:
-ایفای نقش از طریق اظهار نظر
-ارائه پیشنهاد
-تصمیم گیری و قبول مسئولیت در زمینه فعالیت های سازمان
-انتخاب نوع کار
نظام مدیریت بر مبنای مشارکت  بر عکس نظام مدیریت غربی به همه اجازه می دهد پیشنهاد کنند.

مقدمه :
اسلام نظام مدیریت خاص خود را دارد نظام مدیریتی که عالیترین نعمات الهی دنیا واخرت را نصیب مردم خواهد نمود.
نظام مدیریتی که با سرعتی عجیب جامعه را رو به رشد و ترقی و تکامل پیش خواهد برد. نظامی که تمام درهای رحمت الهی را بروی مردم خواهد گشود. نظامی که مردم را از جهل و گمراهی نجات خواهد بخشید .نظامی که ریشه ظلم و ستم و بهره کشی را از جامعه بر خواهد کند.
_شباهت های پارادایم* مدیریت اسلامی با سایر پارادایم های مدیریتی دولتی:
با مروری بر پارادایم های موجود در مدیریت دولتی و ابعاد مختلف این پارادایم ها و مقایسه آن با فرهنگ اسلامی در می یابیم که بر اساس اصول اساسی پذیرفته شده در اسلام هر کدام از این پارادایم ها دارای نقاط اشتراک زیادی با مفروضات و باورهای اسلامی می باشد. به عنوان مثال تاکید بر عقلانیت و نظم منطقی در اداره امور مسلمین که ایات و روایات زیادی نیز دراین خصوص ارائه شده است وجه اشتراک باورهای بنیادین اسلام با پارادایم مدیریت دولتی سنتی است. از طرفی تاکید بر اقتصاد و ارائه احکام مختلف در این زمینه، از خصوصیات بارز مدیریت در اسلام می باشد که به نوعی در پارادایم مدیریت دولتی نوین مد نظر قرار گرفته است و نهایتاً خدمت به خلق، توجه به حقوق شهروندی و دادن آزادی توام با پاسخگویی به مدیران، بارها در قرآن مجید، نهج البلاغه و سایر کتب معتبر اسلامی مورد تاکید قرار گرفته است که در پارادایم خدمات عمومی نوین نیز مورد توجه اندیشمندان و پیروان این مکتب بوده است.
یکی از مهمترین تعالیم واموزه های مدیریتی اسلام٬ مشارکت و مشورت در کارهاست:
مشارکت از دیدگاه نظام مدیریت مشارکتی را می‌توان به اختصار چنین تعریف نمود: ((همکاری و تعاون فکری افراد در کسب موفقیت گروهی به نحوی که این همفکری افراد را تشویق نماید تا هدف‌های سازمان را هدف‌های خود دانسته مسئولیت دستیابی به آنها را به دوش گرفته و در اجرای مؤثر فعالیت‌ها سهیم شوند به دیگر بیان مشارکت به معنای شرکت داوطلبانه و آزادی افراد در تصمیم‌گیری‌ها از طریق ارائه پیشنهادات مفید و انجام کارها و پیشبرد فعالیت‌های گروهی سازمان می‌باشد)).
مدیریت مشارکتی پدیده‌ای است ذهنی و فرهنگی که باعث می‌شود کارکنان بی‌انگیزه و نظاره‌گر، به کارهای گروهی  کشیده شوند و احساس مسئولیت نمایند. این شیوه باعث ارتقای میزان بهره‌وری، ابتکار، انضباط، تقلیل تنش‌ها و شکایات، افزایش تحرک، اجتناب از جزئی‌نگری، تصمیم‌گیری جمعی، انعطاف‌پذیری، جلوگیری از خودبینی و خودکامگی، مردم‌سالاری، رشد شخصیت و... می‌گردد.
ویژگی بارز این نوع مدیریت به عنوان شالوده اصلی آن ایجاد همفکری و همدلی بین مدیریت و کارکنان یک سازمان در همه زمینه‌ها و پدید آوردن سیستم و نظامی برای این منظور می‌باشد.
مشارکت participation به معنای مردم سالاری یکی از میراث های کهن یونان باستان است که پس از یک فراموشی طولانی ، در عصر حاضر در اندیشه های آدام اسمیت با عنوان " نیرومند کردن و قدرت بخشیدن " دگر باره شکل گرفته است و در هیات "واگذاری قدرت به مردمان " در جامعه متولد گردیده و در جوامع مختلف روزهای رو به رشد و پویایی خود را طی میکند.
اگر چه نظام سیاسی کشورهای باختری از دویست سال پیش همیشه رد پایی از مشارکت را در جامعه خود دیده اند اما هنوز سازکارهای ضروری برای معنی دار کردن مشارکت مردم آنچنان که باید پدید نیامده و مردم هنوز هم در سرنوشت خویش دخالتیی آگاهانه نداشته و ندارند. طبیعی است که در جوامعی که ساختار مدیریتی آنها هنوز هم بوی عصر پدر سالاری میدهد وبسیاری از بایدهای ابتدایی علم مدیریت از جملهء‌ناشناخته هاست ، اصل مدیریت مشارکتی هر لحظه هزاران بار ، با تیغ تیز جهالت قربانی میشود . بنابراین در چنین شرایطی ابتدا باید در انتخاب مدیران متخصص و باتجربه توان و انر‍‍‍‍‍ژی خود را صرف نمود و بعد به فرهنگ سازی در زمینه مشارکت سازمان ها پرداخت .
از طرفی مدیریت مشارکتی حاکی از مشارکت کارکنان در وظایف خاص مدیریت است که عبارتند از برنامه ریزی ، سازماندهی ، هماهنگی ، هدایت ورهبری و کنترل و نظارت . وظیفه برنامه ریزی در راس وظایف خاص مدیریت قرار دارد و جوهره برنامه ریزی تصمیم گیری است پس اصلیترین و واقعی‌ترین مشارکت ، شرکت و نفوذ کارکنان در تصمیم‌گیریهای سازمانی است .

 

 

فهرست:

-مقدمه:                                                                                  4
-بیان مساله:                                                                               7
-ضرورت تحقیق:                                                                     7
-اهداف تحقیق:                                                                              12
-سابقه و پیشینه:                                                                  15
-فرضیات:                                                                               22
-روش و حیطه تحقیق:                             25
واژها و اصطلاحات:                             25      
-موانع و محدودیت ها                               26
- فهرست منابع و ماخذ                                  34




شامل 34 صفحه Word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق بررسی مدیریت مشارکت کارکنان بارویکرد مدیریت اسلامی