
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 13
مقدمه
زندگی جدید شرایط را برای نابودی و فراموشی روشهای استبدادگرایی به خوبی فراهم نموده است اکنون زمان حرکت به سوی اداره امور به صورت مشارکتی میباشد. در اینجا تعاریفی از مشارکت و مدیریت مشارکتی بیان میکنیم. مشارکت در فرهنگ فارسی معین به صورت شرکت کردن، انبازی کردن و سهیم ساختن تعریف شده است. مدیریت مشارکتی عبارتست از: مجموعه گردش کار و عملیاتی که تمام کارکنان و زیردستان یک سازمان را در روند تصمیمگیریهای مربوط به آن سازمان، دخالت داده و شریک میسازد.
انواع مشارکت
1- مشارکت ابزاری: در این نوع مشارکت انسانها به صورت یک ابزار ملاحظه میشوند. این نگرش بدون توجه به مبانی انسانی و فرهنگی افراد، صرفابه انسان با دیدی اقتصادی و مادی توجه میکند.
2- مشارکت تحمیل شده: این نوع مشارکت که توسط نخبگان جامعه و در سطوح سازمانی توسط مدیران ارشد هدایت میشود به صورت برنامهریزی شده وهدایت شده افراد را در اداره امور سهیم میسازد. روشی که در کشورهای سوسیالیستی مانند شوروی سابق اعمال میشده که از آن به عنوان مشارکت تبعی نیز یاد میکنند.
3- مشارکت توسعهای: این نوع مشارکت فرآیندی است: اجتماعی، یکپارچه، جامع، پویا، همبسته، مکمل، چند بعدی و چند فرهنگی، به عبارت دیگر مشارکت توسعهای خواهان مشارکت همه افراد در ساماندهی جامعه است. در مشارکت توسعهای به نیازهای عالیه انسانی توجه میشود.
پیش شرطهای لازم برای مشارکت کارکنان
1- وجود زمان کافی برای مشارکت
2- سود مشارکت از زیان آن بیشتر باشد
3- کارکنان باید دارای دانش لازم برای مشارکت باشند
4- موضوع مشارکت باید مورد علاقه کارکنان مشارکت جو باشد.
5- مشارکت کنندگان باید ازتوان ارتباطی قوی برخوردار باشند.
6- مشارکت نباید برای کارکنان تهدیدی را موجب شود.
7- مشارکت کارکنان باید در راستا و محدوده شغلی آنها صورت گیرد و به آزادیهای قانونی و رسمی آنها در سازمان لطمهای وارد نکند
8- در مشارکت سازمانی باید حد تعادل رارعایت کرد.
فواید مشارکت کارکنان
1- مشارکت کارکنان در امور سازمان، باعث کاهش مقاومت آنها در تغییرات سازمانی خواهد شد.
2- مشارکت سازمانی باعث افزایش روحیه خلاقیت و نوآوری در کارکنان میشود.
3- مشارکت افراد در امور سازمان موجب توسعه روابط محبتآمیز بین کارکنان و مدیریت سازمان را فراهم میکند.
4- برنامههای مشارکت در سازمان موجب حرکت افقی قدرت به جای حرکت عمودی آن در سازمان میشود.
5- مشارکت موجبات توانمندی کارکنان را فراهم مینماید.
6- مشارکت باعث در هم شکستن حاشیهنشینی کارکنان میشود.
7- مشارکت سازمانی موجب سرعت در اجرای تصمیمات میشود.
8- مشارکت کارکنان در امور سازمان موجب افزایش حس تعلق و وابستگی آنها به سازمان میشود.
برنامههای مشارکت در سازمان
1- مدیریت مشاورهای: مدیریت مشاورهای روشی است که مدیران جهت انجام کارها با زیردستان خود مشورت میکنند. در این روش مدیران قبل از تصمیم، از نظرات دیگر کارکنان بهره میگیرند. مدیر باید کارکنان را آگاه نماید که نظرات آنها برای او مفید فایده است و نظر خواهی مدیر از کارکنان فقط جنبه صوری و ظاهری ندارد. مدیران مشاورهای باید متواضع و صبور باشند.
2- مدیریت دموکراتیک: این روش از روش مدیریت مشاورهای پیشرفتهتر است. در این روش نظرات هر یک از اعضای گروه کاری برای اخذ تصمیم خواسته میشود و نهایتا به صورت اجماع رای اکثریت به کار گفته میشود.
3- کمیتههای کار: اعضای کمیتههای کار از سوی کارکنان انتخاب میشوند و در زمینههای مختلف میتوان کمیتههای کار متفاوتی را در سازمان ایجاد کرد. به طور مثال کمیته منابع انسانی، کمیتههای کنترل کیفیت و کمیته ایمنی، در بسیاری از سازمانهای کشورهای صنعتی رواج دارند.
4- برنامههای پیشنهادی: برنامههای پیشنهادی طرحهای رسمی هستند که جهت تشویق انفرادی (گروهی) برای کسب پیشرفتهای مربوط به کار صورت میگیرد. در این طرح کارکنان بابت پیشنهاداتی که موجب کاهش هزینهها، صرفهجویی، افزایش و و کیفیت در تولیدات و ارائه خدمات را فراهم آورد، پاداشهایی دریافت میکنند. معمولا کارکنان برای ارائه پیشنهاد از فرمهایی که قبلا برای همین کار تنظیم شده است استفاده میکنند.
5- کمیته مدیران میانی: کمیتههای مدیران شامل مهندسانی هستند که روش مدیریت مشارکتی را از پایین به سوی بالای سازمان هدایت میکنند این کمیتهها به مدیریت ترکیبی نیز معروف هستند.
مدیریت ترکیبی مجموعهای از افراد جوان را در بر میگیرد که روسای سازمان هسته مرکزی آن را تشکیل میدهند. آنان میتوانند بر روی هر مشکلی مطالعه نمایند و میتوانند توصیههای اصلاحی خود را جهت انجام فعالیتها بنمایند. اعضای این کمیتهها همانطور که از نام آن مشخص است، مدیران میانی هستند که به طور مرتب جلساتی را برای اصلاح روشها تشکیل میدهند. مدیریت ترکیبی روشی برای پروراندن مدیران میانی جوان است تا آنها برای قبول مسئولیتهای بالاتر در آینده آماده شوند. در این روش زمینههای خلاقیت و نوآوری مدیران میانی فراهم میشود و آنها میتوانند به خوبی مدیریت ارشد را در تصمیمگیریها یاری کنند.
6- تصمیم گیری جمعی (دمکراسی صنعتی): دموکراسی صنعتی، حکومت کارگران «مشارکت جو» در امور سازمان است. در این شیوه کارگران حق بسیار زیادی در اداره سازمان پیدا میکنند و آنها با ایجاد انجمنها و شورای کارگران، حق بسیاری از تصمیمگیریهای اساسی سازمان را به خود اختصاص میدهند. روش مدیریت مشارکتی در «مدیریت خودگردانی» یوگسلاوی با شدت حاکمیت بیشتر کارگران و با شدت حاکمیت کمتر کارگران در آلمان غربی (سابق) مورد اجرا قرار گرفته است.
موانع مشارکت
1- موانع سیاسی: این موانع ارتباط با ساختارهایی دارد که توزیع قدرت در جامعه را تشکیل میدهند.
2- موانع اقتصادی و معیشتی: این موانع ارتباط مستقیم با وضعیت اقتصادی و معیشتی افراد جامعه دارد که فرصتی برای مشارکت برای آنها نمیگذارد.
3- موانع فرهنگی: بسیاری از باورهای فرهنگی مانند تقدیرگرایی و مشیت گرایی و قبول فاصله قدرت زیاد، میتواند انگیزههای مشارکت را تضعیف کند.
4- موانع ناشی از نظامهای برنامهریزی: نظامهای برنامهریزی و سیاستهای کلان کشور میتوانند به عنوان مانعی بر سر راه مشارکت محسوب شوند. این امر با ساختار سیاسی و اقتصادی هر کشور نیز مرتبط است.
5- انتخاب روشهای مشارکت: یکی دیگر از موانع مشارکت، فنون و روشهای به کار رفته در مشارکت است. راه روش مناسب مشارکت باید با توجه به مشارکت جویان انتخاب شود.
این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
دانلود تحقیق کامل درمورد مشارکت